دختر تیر ماهی
سلام خوش اومدید به وبلاگ من این وبلاگ یه دختر تیر ماهی دفاع شخصی کار،عاشق رنگ آب 
قالب وبلاگ
لینک های ویژه

نمیدونم نسل اینده میاد وبلاگ بخونه یا نه شاید خنده داره که من دهه هشتادی برا نسل اینده اینجا دارم متن مینویسم

نمیدونم تا کی قراره عمر کنم واقعا، الان که ۲۳ سالمه و ۱۲ دی ۱۴۰۴ هست خواستم بگم نسل ما هیچ وقت دست نکشید از ارزوهاش، همه کار کرد ما سنی نداشتیم خیلی چیزا دیدیم، اوج دوران نوجوونی تحریم رو دیدیم، بعدش که گفتیم یکم اوضاع خوب شده کرونا اومد،بعد مرگ هم سنامونو دیدیم سره قضیه سال ۱۴۰۱ اونم دقیق زمانی که تازه وارد دانشگاه شدم و ثبت نام کردیم ذوق داشتیم برا دانشگاه ولی خب سره اون قضایا تا ابان ماه دانشگاها تعطیل شد، جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل رو دیدیم، الانم یه جوری شده که واقعا هیچی با هم نمیخونه حتی از قبل هم بدتر به معنای واقعی

یه سری اتفاقا افتاده که بعدا اگه از یه سری چیزا خلاص شدیم کامل مینویسم و حتی شاید بابتش کتاب بنویسم چه کتاب کاغذی چه کتاب الکترونیکی.

حالا بریم سراغ ماجرای خودم. من با ذوق دانشگاه ثبت نام خواستم بکنم رشته ای که میخواستم دانشگاه محقق اردبیل این رشته رو نداشت همه گفتن برو اموزش زبان بخون به حا مترجمی ولی من اصرار داشتم مترجمی بخونم. مدیر اموزشیمون گفت سخت گیرن و نخون این رشته رو ولی به خاطر علاقه و هدفی که داشتم خوندم تا ترم دوم اوکی بود تا ابنکه بعد اون با استادای خیلی نامردی اشنا شدیم که به هیچ کس بار اول قبولی نمیدادن. به معنای واقعی فرسوده کردن مارو. ترم چهار بودم فروردین ماه اقاجون(پدربزرگ مهربون و دوست واقعیمو) از دست دادم. خیلی حالم بد شد نای درس خوندن نداشتم اون وسط هم همرمان همه همکلاسیام سره یه چیز مسخره همشون علیه من شدن چون تازه اقاجونمو از دست داده بودم برام سخت بود و حس تنهایی میکردم ناراحت بودم که همه اونا چرا با من سرد هستن تا ترم پنجم واقعا حالم به معنای واقعی بد بود اما از ترم شش دیگه واقعا برام مهم نبود کی چی فکر میکنه کی چیکار میکنه، اذیت هلشون تیکه هاشونو به معنای واقعی نادیده میگرفتم. الان که ترم هفت هستم نه تنها نادیده میگیرم بلکه بخشیدم وگاها به رفتار بعضیاسون خندم میگیره. خلاصه بعد ارم سوم مجبور شدم درسای اون استادارو برندارم ترم تابستونی با استادای دیگه بردارم تا هم معدلم خراب نشه هم با نمره خوبی قبول شم بماند که کلی جنگیدیم ترم تابستونی که حق دانشجوئه رو برا ما ارائه بدن. ترم بالایی هامون خیلیاشون ۱۳ ترمه خوندن ولی ما از رو نرفتیم و همون هشت ترمه میخوایم تموم کنیم

امیدوارم قبل اینکه خیلی طول بکشه از شر یه سری چیزا خلاص شیم تا بتونم راحت کتاب راجع به همه ی اینا بنویسم

بعدا روز امتحان ترجمه شفاهی همزمان رو تعریفت میکنم تعجب کنید

[ جمعه دوازدهم دی ۱۴۰۴ ] [ 15:26 ] [ Hediyeh🥇 ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

خرید آسان
امکانات وب